|
سلام از اون جا که خیلی از دوستان تفاوت سه تار رو با سازهای دیگر حتی ویولون نمی دونن و کاری می کنن که اونایی که به سه تار می گن تار رو به نحوی نخبه بدونیم این پست رو به ساز سه تار اختصاص دادم. مطالب از سایت ماهور گرفته شده است. سهتار از سازهای مضرابی موسیقی ایرانی است. سهتار را معمولاً با مضراب نمینوازند و با ناخن زخمه میزنند. سهتار و انواع سازهای شبیه بهآن مانند دوتار و تنبور و چگور در نواحی مرکزی آسیا و خاورمیانه رواج داشته است. به نظر میرسد که سهتار از قرن چهارم رواج داشته است. سهتار در گذشته سه سیم (تار) داشته و اکنون چهار سیم دارد. بنابر گفته ابوالحسن صبا، سیم چهارم را درویشی به نام مشتاق علیشاه به سهتار اضافه کرده است. جنس کاسه سهتار از چوب درخت توت و دسته آن از چوب گردو است. از سهتار نوازان معروف از درویش خان، میرزا عبدالله، ابوالحسن صبا، روحالله خالقی، عبادی، محمدرضا لطفی، جلال ذوالفنون و حسین علیزاده نام برد. برخی از جمله عدهای از عرفا به آن «اوتار» نیز میگویند. در گدشته براي از بين بردن اين ساز زيبا و دل نواز آن را چوب سگ زني ناميدند. ولي با تلاش بزرگان اين ساز اين مهم به انجام نرسيد. سه تار از دسته سازهای مضرابی و يکی از سازهای خانواده تنبور و از اصيل ترين از نظر سابقه تاريخی از قديمی ترين سازهای ايرانی است. ساختار اين ساز شباهت زيادی به تنبور و دوتار داشته، از دو قسمت کاسه صدادهی و دسته تشکيل شده است. اين ساز از ابتدا همان طور که از نام آن بر مي آيد دارای سه سيم بوده است اما با گذشت زمان کسانی چون ابونصر فارابی، ابوعلی سينا، صفی الدين ارموی و از متأخران ابوالحسن خان صبا لزوم افزايش سيم چهارم به اين ساز را درک کرده و سه تارهای امروزی دارای چهار سيم هستند. چهارم سه تار به سيم مشتاق معروف است و به روايتی از ابوالحسن صبا اين سيم را اولين بار درويشی به نام مشتاق عليشاه به اين ساز اضافه کرده است. کاسه سه تار از نظر ساختاری همانند کاسه تنبور و عود است ولی اندازه آن کوچکتر و اغلب طول قسمت کاسه ساز بين ۲۰ تا ۲۵ سانتيمتر مي باشد. در در قسمت انتهایی کاسه ساز ابزاری چوبين برای نگهداری سيم های ساز وجود دارد که عموماً سيم گير خوانده ميشود. سيم از يک طرف به سيم گير در انتهای کاسه و از طرف ديگر به گوشی های کوک شونده در انتهای دسته ساز بسته مي شوند. کاسه سه تار را معمولاً از چوب توت ساخته مي شود ممکن است بر روی دسته ساز که عمدتاً از چوب گردو تراشيده ميشود و در معرض ساييدگی است از قطعات استخوان شتر يا به ندرت از عاج فيل استفاده گردد که با اين کار دسته ساز نمايي شبيه به دسته ساز تار پيدا ميکند. سه تار دارای صدایي مخملين و ظريف بوده از آنجاييکه که با نوک ناخن انگشت سبابه دست راست نواخته مي شود، صدای ساز ارتباط مستقيمی با اعصاب و روان نوازنده پيدا مي کند و از اين رو سه تار را اغلب همدم اوقات تنهايي خوانده اند. اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگينی احساس مي کنند، اما نوازندگان معاصر موسيقی ايرانی در تلاش برای توسعه موسيقی مدرن و نوی ايران، اثار زيبايي آفريده اند که با حال و هوايي که تا دو دهه پيش از اين ساز تصور ميشد کاملاً متفاوت است. نوازندگان و آهنگ سازانی مانند حسين عليزاده، مسعود شعاری، جلال ذوالفنون با الهام از متقدمين چون ابوالحسن صبا، نورعلی برومند، سعيد هرمزی و ديگران، اثار باارزشی با ساز سه تار خلق کرده اند. + ارادتمند شما باغبان |
سالها دفتر ما در گرو صهبا بود + ارادتمند شما باغبان |
و نترسيم از مرگ + ارادتمند شما باغبان |
چه شود گر فکنی بر من مسکین نگهی تو مهی بر آسمانی و منم خار رهی روی خویش از عاشقان جانا مکن هرگز نهان نور ماه از آسمان تابد بر اطراف جهان + ارادتمند شما باغبان |
گاه زخمي که به پا داشته ام، زير و بم هاي زمين را به من آموخته است... + ارادتمند شما باغبان |
رفتي و دل ربودي يک شهر مبتلا را + ارادتمند شما باغبان |
ديدم به خواب دوش که ماهی برآمدی + ارادتمند شما باغبان |
بهتر بگویم به یاد آنانکه نفهمیدیم چرا نماندند... + ارادتمند شما باغبان |
فال حافظ تا حدّی شبیه فال قرآن است . در هر دو نوع از روی سخنانی که بر حسب اتفاق در هنگام گشوده شدن کتاب ، پیش چشم آید تفأل می زنند .نظیر این کار در قدیم بین یونانی ها و رومی ها نیز متداول بوده است و آن را از کتاب هومر یا ویرژیل می گشوده اند و به عبارتی می خوانده اند که فال ویرژیل و فال هومر می توان ترجمه کرد . در ایران گشودن این گونه فال البته به حافظ اختصاص نداشته است . از شاهنامه و مثنوی و حتی دیوان های دیگر نیز فال می گشوده اند . اما دیوان حافظ در این کار شهرتی بیشتر حاصل کرده است و رفته رفته این گونه فال فقط از دیوان او گشوده می شود . ظاهرا به همین سبب است که لقب لسان الغیب برای او تا این حدّ مشهور و زبانزد شده است . در باب درست در آمدن و محبوب بودن فال حافظ قصّه های مجعول شیرین رایج است که از همۀ آنها خواسته اند نشان دهند شاعر بیچاره ای که در زندگی از فردای خود خبر نداشته است ، حالا در دیوان خویش از پشت پردۀ غیب سخن می گوید و نیک و بد راه سرنوشت را با انگشت های استخوانی سرد خاک خوردۀ فرو ریختۀ خویش به خوانندۀ سرگردان نشان می دهد . هنوز در ایران ، عامّه و گاه بعضی طبقات خاصّه ، در توسّل به فال و استخاره افراط می کنند . البته این کار نیز به ایران اختصاص ندارد و تا وقتی عدل و حکمت بر سرنوشت انسان حکومت نکند ، این تمسّک به فال و طلسم به صورت های گونه گون در جهان ما باقی خواهد ماند . اما این نکته جالب توجه است که یأس و ترس ، تا چه حد مردم درمانده را در « جوال غرور » رمالان و فال گیران است . فال و استخاره دریچه هایی است که دست پندار انسان را رو به دنیای غیب گشوده است . اما دروازه هایی که به آن دنیای تسخیر نشده راه می نماید طلسم و افسون و تعویذ و دعا و سحر و جادو و بنگ و حشیش و شعر و عرفان است . تا وقتی انسان « ظلوم جهول » دیوان طالع خود را رقم منشیان قضا و قدر می داند و از سرّ قدرت خویش خبر ندارد، تا وقتی که مرد آزاده نسج سرنوشت خود را فرآوردۀ کارگاه غیب و به هم بافتۀ تار و پود تقدیر و گناه می شناسد و از تأثیر وجود غافل است ، در هر جا که دریچه ای به دنیای غیب سراغ می گیرد چاره ای ندارد الا که گردن دراز کند و از آن جا با بیم و امید نقش سرنوشت ناپیدای خویش خویش را در آفاق دوردست آن دنیا جستجو کند . همه جا فقر و جهل و عجز و اسارت است که آزاده مرد را به پرستش اوهام محکوم می کند . » ( دکتر عبدالحسین زرین کوب – یادداشت ها و اندیشه ها ) + ارادتمند شما باغبان |
نام کتاب به عربی الاشارات و التنبيهات است و ابن سينا آن را در دوران پختگی فلسفی خود نوشته و سعی کرده است در کمترين کلام بيشترين حکمت را بگنجاند. اين کتاب يک دوره منطق و طبيعيات و الهيات اسلامی است و توسط دکتر حسن ملکشاهی به فارسی ترجمه شده است. ترجمه نسبتاً خوب است اما رسا نيست. اين کتاب از امهات کتب فلسفه اسلامی است و هنوز در حوزه های علميه سنتی تدريس می شود. ترجمه های دیگر کتاب: اشارات و تنبیهات، ابوعلی سینا،ترجمه عبدالسلام بن محمود بن احمد فارسی، به کوششدکتر احسان یار شاطر، انتشارات انجمن آثار ملی، چ اول، 1322، یک جلد، 277 صفحه. + ارادتمند شما باغبان |
|
| ||||||